معرفی کتاب

هویت و خشونت

 

آمارتیا سن برندۀ جایزۀ جهانی نوبل اقتصاد در سال 1998 است، او اخلاق و انسانیت را از اقتصاد جدا نمی داند و معتقد است که مبارزۀ جهانی برای فقرزدایی، عامل مؤثر برای توسعه و برقراری صلح و آرامش در جهان معاصر است.

سن در کتابِ “هویت و خشونت” اش شیوه هایی را که هویت های معطوف به حذف را ترویج می کنند و برای هویت های دیگر فرصت ظهور شکوفایی قائل نیستند مورد انتقاد قرار می دهد و خشونت آفرین تحلیل می کند؛‌ ایشان رویۀ یاد شده را همسنخ نظریۀ برخورد تمدن های ساموئیل هانتینگتون تبعیض آمیز، یکسویه و همراه با پیشداوری خودخواهانه تلقی می کند.

آمارتیا سن در “هویت و خشونت“، احساس هویت را در قدرت و حرارت بخشیدن به روابط ما با دیگران با اهمیت تلقی می کند؛‌ به گمان او تمرکز ما بر هویت های ویژه، می تواند پیوندهای ما را تقویت کند اما امکان این را نیز فراهم می نماید که ما را به فراسوی زندگی خودمحور نیز سوق دهد، به زعم ایشان، هویت مانندِ سکه ای دو رویه است، یک طرفِ آن حاکی از غرور و اعتماد و جاتبِ دیگرش بیانگرِ مرزبندی و دشمن تراشی است.

به نظر سن، ویژگی حذف در محورِ هویت، درمانِ درد ناهنجاری نیست بلکه شناسایی و پذیرش تفاوت هویت های ما و معانی متعدد آن است که نیاز بسیار به آگاهی از نقش گزینش در تشخیص ضرورت و مناسبت هویت های خاص را به همراه دارد.

ما در روندِ زندگی متعارف مان، خود را به مثابۀ عضوگروه های متنوع می شناسیم که به همه آنها تعلق داریم، شهروندی، اقامت، ریشۀ جغرافیایی، وابستگی قومی، جنسیت، تمایلاتِ سیاسی، حرفه، اشتغال، عادات غذایی، علایق ورزشی، زیبایی شناختی و سلیقۀ هنری، تعهدات اجتماعی و نظایر آنها، ما را در شمار گروه های گوناگون قرار می دهد و در عین حال هویت ویژه یی می بخشد، بنابراین هیچ یک از این هویت ها را نمی توان به عنوانِ تنها هویت تک بعدی ما در رده و قشری خاص انگاشت.

     آزادی تصمیم گیری دربارۀ وفاداری ها و اولویت هایمان در میان گروه های متفاوتی که ممکن است به همه آنها تعلق داشته باشیم، آزادی ویژه مهمی است که حق داریم آن را شناسایی کنیم، برایش ارزش قائل باشیم و از آن دفاع نماییم، بنابراین “امید اصلی سازگاری در جهانِ آشفتۀ ما، در تکثر هویت هایمان نهفته است و نه در یکی بودن و یکسان بودنِ همۀ ما“.

امید سازگاری در جهان معاصر تا حد زیادی در درک روشن تر از چندگانگی ها با تکثر هویت بشر نهفته است، غافل ماندن از وابستگی های متکثر و از نیاز به گزینش و استدلال، جهانی را که در آن زندگی می کنیم تیره و توهم زده می کند، این مسئله را جدی بگیریم که تعامل و عقلانیت امری دوجانبه است، می باید به کرانمندی افق اندیشۀ آدمی، محدودیت تجاربِ هر شخص و هر فرهنگ باور داشت و از “داعیۀ کلیت”  فاصله گرفت.

التفات باید داشت که پرداختن به تعارضات و تضادهای درون تمدنی نسبت به پرداختن به مسئلۀ برخورد تمدن ها مهم تر است، مرجح است که گفتگو در درون تمدن ها بر پایۀ هویتِ متکثر  شکل بگیرد، راه حل های آرمانگرایانۀ مبتنی بر “ذات باوری”، تک بعدی است و راه به جایی نمی برد، باید جهانی اندیشید و محلی عمل کرد،  تجربۀ حوزۀ جنوب شرق آسیا در این مورد بسیار آموزنده است.

توسعۀ همه جانبۀ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به صورت پایدار و درون زا، می تواند به فقرزدایی کمک کند و عاملِ مؤثر در برقراری صلح و آرامش در جهان ثابت شود.

“هویت و خشونت” در نه فصل با عناوینی چون “خشونتِ توهم”؛ “معنی بخشیدن به هویت”؛ “محدودیتِ تمدنی”؛ “وابستگی‌‌‌‌‌‌‌‌های مذهبی و تاریخ اسلام”؛ “غرب و ضد غرب”؛ “فرهنگ و اسارت”؛ “جهانی‌شدن و عقیده”؛ “چندفرهنگ‌گرایی و آزادی”؛ “آزادی اندیشه” انسجام یافته است.

 

 

مشخصات کتاب:

نام کتاب: هویت و خشونت

نویسنده : آمارتیا  سن

مترجم:  فریدون مجلسی

تعداد صفحات : 276

ناشر: انتشارات اشیان- تهران

 سال نشر:  ۱۳۸۸