معرفی کتاب

خسوف خِرَد

 

خسوف خِرَد” نوشتۀ ماکس هورکهایمر و ترجمه محمود اکسیری‏فرد، در سال 1389هـ. ش در 208 صفحه در ابعاد رقعی از سوی انتشارات گام نو منتشر شده است، این کتاب به نحو شیوا، به معرفی نظریۀ انتقادی می پردازد و مواضِع مکتبِ فرانکفورت را با لحنِ صریح بیان می ‏کند.

خسوف خِرَد” از مهمترین آثار ماکس هورکهایمر یکی از پیش کسوتان دبستان انتقادی فرانکفورت است که بر اساس سخنرانی های وی در سال 1944م در دانشگاه کلمبیا تهیه شده است، ایشان پس از ایراد سخنرانی هایش در دانشگاه کلمبیا بعد از دو سال بازنگری، تدوین منسجم، بسط مباحث و ویرایش، در نهایت “خسوف خِرَد” را منتشر کرد.

ماکس هورکهایمر ( 1895 – 1973 م) یکی از فیلسوفانی به شمار می رود که  در مشارکت با اندیشمندانی چون آدورنو و مارکوزه کوشید فلسفه و علوم اجتماعی را با یکدیگر تلفیق نماید، او همواره به آن گونه از علوم اجتماعی می ‏اندیشید که نورِ فلسفه بر آن تابیده باشد؛ به باور وی هر گاه علوم اجتماعی از بینش فلسفی عاری شود، توانِ انتقادی اش را از دست می‏دهد و اسیرِ شرایط حاکم می‏شود ؛ از سوی دیگر، فلسفه بدون علوم اجتماعی نمی‏تواند با واقعیت ارتباط داشته باشد و در نهایت به ابزارِ فریبنده و توجیه‏آمیز در دست قدرت های حاکم بدل می‏شود و نخواهد توانست امیدی برای فرارفتن از وضعیتِ موجود در خود داشته باشد.

 آنچه هورکهایمر در این کتاب ارائه کرده به نوعی تأمل در سرشت و سرنوشت روشنگری و مدرنیته است، تأملاتی که می‏خواهند نشان دهند چگونه به خاک نشستنِ اندیشۀ فلسفی در جهانِ معاصر مسیر انضمامی دو سویه‏ای در افق آیندۀ انسان گشوده است، هورکهایمر در این کتاب می‏کوشد به نقد و واکاوی مفهومِ “عقلانیت” که شالودۀ فرهنگ مدرنِ معاصر است بپردازد تا پی ببرد چگونه این مفهوم حاملِ نارسایی هایی است که یکسره آن را به محاق نیستی فرو می‏کشند، وی در این کتاب به دگرگونی های ژرفی توجه دارد که ذهن عامۀ مردم و طبیعت انسان را تحت تأثیر قرار داده است تا شاید بدین گونه از دلالت های فلسفی این دگرگونی پرده بردارد.

كتاب “خسوف خِرَد” كه از آن با عنوان های “كسوف عقل” یا “زوال خِرَد” نیز یاد كرده‌اند، در واقع مانیفستی برای ورود به دنیای فرانكفورتی ‌ها به شمار می رود .

 هوركهایمر در “خسوف خِرَد”، به معنای كلمات و مفاهیم در طول تاریخ و نقش اساسی زبان در فلسفه اشاره می‌كند و معتقد است: هستی كانون اساسی فلسفه و نگرشِ سنتی است و تلاش دارد با بهره‌گیری از مفاهیمی كلی، مثل ذرات و ماهیت، به جوهرِ اشیاء دست یابد، در حالیكه فلسفه باید نشان دهد در مفاهیمِ كلی مانند “عدالت”، “برابری” و “آزادی” هیچ چیزِ مطلق و ابدی وجود ندارد و آنها را باید در بافتِ اجتماعی خاص آنها سنجید.

 هوركهایمر میان دو نوع عقل، تمایز قائل است:

1. “عقل ذهنی‌”: كه فقط به وسایلِ نیل به اهداف می‌اندیشد نه به خودِ اهداف.

2. ” عقل عینی”: كه با وجودِ توجه به وسایل، بیشتر به خودِ اهداف می‌اندیشد.

 عقل ذهنی به معقول بودن اهداف نمی‌اندیشد؛ فقط به فواید هر چیزی برای نیل به اهداف می‌اندیشد، در حالیكه در عقل عینی، بیشتر از وسایل به اهداف تكیه می‌شود، وی اشاره می‌كند كه این دو عقل با یكدیگر منافاتی ندارند؛

 عقل عینی به وسایل تحقق عینی اهداف نیز توجه دارد، ولی “عقل ذهنی” تنها جزئی از “عقل عینی” تلقی می‌شود، عقل ذهنی به هر چیزی به‌عنوان ابزار و وسیله می‌نگرد و برای آن هیچ هدفِ ذاتاً معقولی وجود ندارد، از نظر تاریخی نیز این دو عقل در كنار یكدیگر بوده اند، فقط در عصر روشنگری مشاهده می شود كه “عقل ذهنی” بر “عقل عینی” غلبه یافته است .

 هورکهایمر تأکید می کند که، هدفِ اساسی روشنگری، اسطوره‌زدایی از جهان و رهایی انسان از بیم  و هراس و تحقق حاكمیت انسان از طریقِ علم بوده است، در حالیكه روشنگری كه پروژۀ خود را اسطوره‌زدایی تعریف نموده، خود اسطوره‌زا و اسطوره‌پرداز شده است، روشنگری كه اصلِ اساسی آن “عقل ابزاری” و “علم اثباتی” می باشد با نگرشِ ابزاری و فناورانه تلاش نموده بر طبیعت غلبه یابد، بر همین مبنا، طبیعت به “ابژه” و موضوع ‌شناسایی تبدیل شده است.  هورکهایمر با انتقاد از وضعیتِ جامعۀ سرمایه داری متأخر با مفاهیمی چون “دیالکتیک روشنگری”، “صنعت فرهنگ”، “سلطۀ عقلانیت ابزاری” و  “شیئ شدگی” که شکل دهندۀ بخشِ عظیمی از تحلیل های دبستان فرانکفورت به شمار می روند، سهمی سازنده و اساسی در روند گسترش نظریۀ انتقادی  بازی کرده است .

 هورکهایمر آثاری زیادی از خود به یادگار گذاشته، مهمترین شان عبارت اند از : نظریۀ انتقادی ( 1937 )، مقالۀ دولت اقتدارطلب (1972)، سپیده دمان فلسفۀ تاریخ بورژوایی [ ترجمه شده به فارسی ] ( 1947 )، دیالکتیک روشنگری [ کار مشترک با آدورنو ] ( 1972 )، آخرین حمله به متافیزیک (1937)، که در همۀ آنها به شرح و بیانِ نظریۀ انتقادی پرداخته است

 

 

مشخصات کتاب:

نام اثر: خسوف خِرَد

نام نویسنده: ماکس هورکهایمر

برگردان: محمود اکسیری فرد

تعداد صفحات:  208

سال نشر: 1389

انتشارات: گام نو