معرفی کتاب
عدالت: چه باید کرد؟
کتابِ فلسفی “عدالت چه باید کرد؟”، از آثارِ مهم مایکل سندل، فیلسوفِ سیاسی معاصرِ امریکایی و استاد برجستۀ دانشگاه هاروارد به شمار می رود. او به خاطرِ درسگفتار های “عدالت” در دانشگاه هاروارد شهرتِ بسزایی حاصل کرده است.
سندل، از مهمترین اندیشمندان اجتماع گرای معاصر به شمار می رود که به دلیل انتقاداتِ بنیادین بر لیبرالیزم بویژه ایراد های جدی بر نظریۀ عدالت راولز، از جایگاه ویژۀ برخوردار می باشد. نقد های سندل بر راولز در غفلتِ او به نقش جامعه بر فرد استوار اند. ایشان تأکید می کند که تصورِ راولز از فرد که آن را به لحاظِ هویت، مستقل و جدا از غایات در نظر میگیرد، موجب میشود او عنصرِ غایات اجتماعی را نیز سهیم در فرایندِ تکوینِ هویتِ جامعه مطلوب نداند، زیرا در نظریۀ “عدالت بهمثابۀ انصاف” راولز میکوشد اصول عدالت را مستقل از هر تصوری از خیر، چه خیرِ فردی و چه خیرِ اجتماعی، تعریف کند. بنابراین همچنان که هیچ غایت و خیرِ فردی افراد نباید وضع اصیل را تحتِ تأثیر قرار دهد، هیچ تصورِ خاصی از خیر و غایتِ اجتماعی نیز نباید در فرایندِ ترسیم و انتخاب اصول عدالت، دخالت داشته باشد.
دستورالعملهای سندل برای دوباره اخلاقی سازی زبانِ سیاست در میانِ اندیشمندان طرفدارانِ زیادی پیدا کرده است. او با در نظر گرفتن شرایطِ موجود و نقاطِ ضعفِ زندگی عمومی جوامع لیبرال اعلام میدارد که فقط بازگشت به اخلاقیات میتواند خلاء سیاستِ مدرن را پر نماید.
سندل در “عدالت: چه باید کرد؟”، به پرسش های مهمی همچون: عدالت چیست؟، چگونه میتوان عدالت را تعریف کرد؟، برای رسیدن به عدالت چه باید کرد؟، آیا عدالت به طور کلی وجود دارد؟، پاسخ می گوید.
او در این کتاب، عدالت را از منظر های مختلف بررسی نموده، اما جدی تر از همه به سه رویکردِ مهم پرداخته و جنبه های قوت و ضعفِ آنها را آشکار کرده است. سه رویکرد عبارت اند از:
بیشینه سازی رفاه ( گفتمان فایدهگرای ناشی از آراء استوارت میل)
محترم شمردن آزادی ( گفتمان وظیفه گرای تأثیر پذیرفته از دیدمان های کانت)
اجتماع محوری اخلاق مدار ( گفتمان فضیلت گرای الهام گرفته از آموزه های ارسطو).
سندل در برابرِ آموزه های لیبرالیستی، رویکردِ اجتماع محور را ارائه میدهد، رویارویی که لیبرالیزم را به بادِ انتقاد می گیرد و بازارِ آزاد در دورانِ کنونی را مشکل دار معرفی می کند، ایشان مُصِر است که تحقق عدالت در چارچوبِ بازارِ آزاد و فردگرایی لیبرالیستی غیرِ ممکن می باشد، به همین جهت از کاستی های فراوانِ اخلاقی، سیاسی و رفاهی رنج می برد.
در بررسی این سه رویکرد، مایکل سندل اطلاعاتِ خواننده در بارۀ بزرگترین نوشته های فلسفی در بارۀ عدالت را غنا می بخشد و به بحثِ متقابل با فیلسوفان می پردازد. او همچنین با ارائۀ مثالهایی از زندگی واقعی، جستار های حقوقی و سیاسی معاصری را مطرح میکند که به پرسشهایی فلسفی میانجامد. پرسشهایی مانندِ: آیا مالیات گرفتن عادلانه است؟، خدمتِ سربازی باید اجباری باشد یا داوطلبانه و آیا خریدن آن عادلانه است؟، اجاره کردن رحم یا فروش کلیه کار درستی است؟، سقط جنین اخلاقی است یا خیر؟، پذیرش در دانشگاه باید بر اساس شایستگیهای افراد باشد یا بر اساس توانایی مالیشان؟، آیا ملتها باید برای کارهای اشتباهِ گذشتگان شان عذرخواهی کنند؟، آیا درست است باورهای اخلاقی و دینی خود را در گفتمان عمومی در بارۀ عدالت دخالت دهیم؟.
برای پاسخ دادن به این پرسشها، سندل آراء و نظریاتِ فیلسوفانِ مختلف، از ارسطو تا کانت و راولز را مورد بررسی قرار می دهد و با نشان دادنِ نقاطِ قوت و ضعفِ آن ها به پاسخگویی می پردازد.
سندل در “عدالت: چه باید کرد؟” نتیجه را اینگونه اعلام می کند: در نقشی که باید بازار در زندگی ما ایفا کند تجدیدِ نظر کنیم و به مرزهای اخلاقی بازار بیندیشیم، باید مواظب باشیم که با قیمتگذاری روی همه چیز چه بلایی بر سرِ خانواده، روابطِ اجتماعی، جماعت ها و مردم جهان میآید.
مشخصات کتاب:
نام کتاب: عدالت: چه باید کرد؟
نویسنده: مایکل سندل
مترجم: افشین خاکباز
تعداد صفحات: ۳۸۴
سال نشر: 1397
ناشر: نشر نو