معرفی کتاب

دیالکتیک «خود» و «دیگری»

نویسنده: سید حسین اشراق

 

کتابِ دیالکتیک «خود» و «دیگری» اثر استاد سید حسین اشراق، یکی از آثاری است که در حوزۀ فلسفۀ معاصر به بازاندیشی نقش اندیشه‌ها و گفتمان در تحلیل مناسبات «من» و «دیگری» می‌پردازد. این اثر با درک از بحران‌های ارتباطی و جزم‌گرایی‌های برخاسته از سنت‌های تک‌ساختاری، تلاشِ نظام‌مند برای عبور از خودمرکزپنداری و ورود به ساحتِ بین‌الاذهانی به شمار می‌آید. نویسنده با واکاوی بنیادهای فکری رابطه مندی، استدلال می‌کند که هویت انسان هرگز در خلأ و انزوا شکل نمی‌گیرد، بلکه در بسترِ مواجهه با «دیگری» و پذیرش ناهمسانی‌ها معنا می‌یابد.

 بر اساس مبانی طرح شده در اثر، اخلاق با «دیگری» آغاز می‌شود. نویسنده بدین باور است که اگر قرار باشد از «خودآیینی» چیزی به دست آوریم، بایستی «دگرآیینی» را محورِ اصلی قرار دهیم، زیرا اگر «دیگری» وجود نمی‌داشت، از چیزی به نام مناسباتِ اخلاقی و تعامل بیناسوژه‌ای خبری نبود. التفاتِ اثر به جایگاه کانونی بیناسوژه‌ای نشان می‌دهد که دلواپسی به «دیگری» و «آزادی»، وابسته به آزادی دیگران است و نیز آزادی دیگران وابسته به آزادی ماست. در این منطق، هویت فردی در گرو به رسمیت شناختن متقابل شکل می‌گیرد.

کتاب، پیوندِ «خود» و «دیگری» را دارای ماهیتِ زیباشناسانه می‌داند؛ بدین معنا که مواجهه با غیر از خودِمان، نه از جنس سلطه و تقلیل‌گرایی ابزاری، بلکه تجربه‌ای در جهت کشف زیبایی تفاوت و تحقق هارمونی در کثرت صداهاست. گفتگو در این چارچوب، نه ابزارِ انتقال اطلاعات، بلکه فضای زایش معنا و فهم متقابل است.

یکی از عمیق‌ترین مفاهیم تحلیلی کتاب، مسألۀ «سوژه‌زدایی» است. سوژه‌زدایی به معناي شکستن انحصارِ عقلاني (عقلانیتِ ابزاری) و رهايي از اومانيسمِ سوبژکتیو است. سوژه‌زدایی یعنی نفي اصالت بخشيدن مطلق به «منِ» استعلایی و بازگشت به «غیرِ من»، یعنی «آن ديگری» است. این رویکرد به معنای فروپاشی ساختارهای انحصارطلب و گشوده شدن به روی افق‌های نوظهور در حیات فکری انسان است.

   در روزگاری که سیارۀ زمین و جوامع انسانی بیش از هر مقطع تاریخی دیگری در چنبرۀ بحران‌های ارتباطی، تعصبات هویت‌محور، جزم‌گرایی‌های تک‌ساختاری و خشونت‌های برخاسته از خودمرکزپنداری گرفتار آمده‌اند، بازاندیشی در مبانی نظریِ رابطه میان «من» و «جهانِ پیرامون» به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. کتابِ دیالکتیک «خود» و «دیگری» در واقع تلاش نظام‌مند برای پاسخگویی به همین بحران بنیادین به شمار می‌رود. این اثر در بسترِ انسان‌شناسی فلسفی، فلسفۀ قاره‌ای و مطالعات میان‌فرهنگی شکل گرفته و استدلال کانونی آن بر این فرض استوار است که در عصرِ معاصر، دیگر به هیچ روی نمی‌توان در خلأ، انزوا و بدون التفات به «دیگری»‌ که اندیشه‌ای متفاوت دارد، به تعریف هویتِ «خود» پرداخت. نویسنده با رصدِ چالش‌های فرهنگی و اجتماعی، نشان می‌دهد که وجودِ «دیگری» و به رسمیت شناختن او، بهترین و منطقی‌ترین حجت بر اثبات این امر است که هیچ حقیقتی در انحصار یک فرد، گروه، یا سنت خاص قرار ندارد. کتاب با نقدِ جریان‌های جزم‌اندیش و تک‌صدایی، خواننده را به سوی پذیرش «حقیقت تواضعی»، توزیع برابر صداها و درهم‌آمیزی افق‌های مفهومی رهنمون می‌شود.

تبارشناسی تاریخی و سیر تطور مفهومی در نه فصل کتاب

دیالکتیک «خود» و «دیگری» از متدولوژیِ تبارشناختی بهره می‌برد. سیر تکوین و تکامل ایدۀ «دیگری» در طول تاریخ تفکر بشر، از دوران باستان تا عصر پسامدرن، در قالب نه فصل منسجم و به هم پیوسته واکاوی شده است که در ادامه به تفصیل مورد تحلیل قرار می‌گیرند:

   فصل اول (پیشینۀ مفهوم خود و دیگری): نویسنده ریشه‌های انسان‌شناختی بحث را در آرای پروتاگوراس و آموزۀ معروف او مبنی بر اینکه «انسان مقیاس همه چیز است» ردیابی می‌کند. سپس با گذر از تحول شگرف سقراط که با شعار «خودت را بشناس» و با ابزارِ پرسشگری و بصیرتِ تواضع‌آمیزِ «می‌دانم که نمی‌دانم» فلسفه را از آسمان به زمین آورد  به افق‌های دیالوگ در رساله‌های آپوریایی افلاطون می‌رسد. افلاطون با به‌کارگیری فرمت گفتگو (دیالوگ)، چندصدایی و بازنمایی آرای متنوع را جایگزین تک‌گویی می‌کند. ارسطو نیز در اخلاق نیکوماخوس با معرفی دوست به عنوان «منِ دیگر» و تأکید بر ارزش ذاتی دیگری در برابرِ نگاه ابزاری، مبنای اخلاقی تساهل و دوستی فضیلت‌محور را بنا می‌نهد. سیسرو نیز روایت رواقی این سنت را تکمیل می‌کند.

  فصل دوم (خود و دیگری در قرون وسطی و تمدنِ سنتی): در این فصل، محبت آگاپه‌ای در قرون وسطی (عشق نامشروط و خیرخواهی بدون چشمداشت به همسایه) بررسی شده و سپس گامی به سوی میراثِ اندیشۀ کلاسیک در حوزۀ فرهنگِ مشرق‌زمین و تمدنِ سنتی برداشته می‌شود. نویسنده با تحلیلِ علم مدنی فارابی، نگاه میان‌فرهنگی ابوریحان بیرونی (در کتاب ماللهند)، مدار عشق در حکمت سینوی، توجیه سرشتِ مدنی انسان توسط خواجه نصیرالدین طوسی، تابش حقیقت حقیقت برای همه در رسائل اخوان‌الصفا، تفکیک‌گرایی فلسفی ابن رشد و در نهایت نظریۀ علم عمران ابن‌خلدون، نشان می‌دهد که متفکران این دوره نیز  التفاتی به  بحث همزیستی مسالمت‌آمیز، درک متقابل و تحلیل ساختارهای اجتماعی داشته داند.

  فصل سوم (روشنگری): این فصل به نقد و بررسی کوگیتوی دکارتی به عنوان خاستگاه سوبژکتیویسم فردگرا می‌پردازد و در مقابل، الهیات دوستی در آرای باروخ اسپینوزا، اندیشۀ تساهل جان لاک، حس همدلی دیوید هیوم، آموزۀ کثرت‌گرایانۀ لسینگ در نمایش‌نامه ناتان خردمند و در نهایت وظیفه‌گرایی اخلاقی کانت را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد.

   فصل چهارم (تجربه مدرنیته): نقطۀ عطف کتاب در مواجهه با مدرنیته، تحلیل دقیقِ دیالکتیک خدایگان و بنده در فلسفۀ هگل است. نویسنده با استناد به آرای الکساندر کوژو، نشان می‌دهد که خودآگاهی انسانی در بستر «میل» و از رهگذر بازشناسی متقابل توسط دیگری تحقق می‌یابد. در ادامه، دوستی اخترگون در اندیشه نیچه، انسان پرومته‌ای در فلسفۀ مارکس و فهم همدلانه در جامعه‌شناسی ماکس وبر واکاوی می‌شوند.

  فصل پنجم (اثبات‌گرایی): در این بخش، تلاش‌های پوزیتیویستی برای تنظیم مناسبات اجتماعی نظیر زیستن برای دیگران در آرای اگوست کنت، قاعدۀ ضرر جان استوارت میل، نظریۀ تکامل اجتماعی هربرت اسپنسر و همبستگی اجتماعی امیل دورکیم بررسی می‌گردند.

   فصل ششم (اگزیستانسیالیزم و هستی-با-دیگران): موج اگزیستانسیالیزم با محوریتِ ارتباط وجودی با دیگران کانون توجه این فصل است. کی‌یرکگارد با دعوت به انتخاب خود، یاسپرس با تجربۀ ارتباط، مارتین بوبر با فلسفۀ همسخنی و تفکیک سه سطح رابطه («من-آن»، «من-شما» و «من-تو»)، گابریل مارسل با مفهوم حضور و در دسترس بودن، ژان پل سارتر با نگاه خیرۀ دیگری و وابستگی متقابل آزادی‌ها، مرلوپونتی با ایدۀ همزیستی، و امانوئل لویناس با تبیین مسئولیت نامشروط و اخلاقی در برابرِ دیگری، ابعاد ژرف هستی‌شناختی این رابطه را روشن می‌سازند.

  فصل هفتم (هرمنوتیک و رابطه بین‌الاذهانی): مارتین هایدگر با مفهوم دازاین و هم‌جهان بودن، هانس-گئورگ گادامر با نفی مونولوگ دکارتی و نظریۀ درهم‌آمیزی افق‌ها، و پل ریکور با فرمول درخشان «خود همچون دیگری»، نشان می‌دهند که فهمِ متن و تجربه، امرِ بین‌الاذهانی و وابسته به حضور دیگری است.

  فصل هشتم (نظریه گفتگومندی): میخائیل باختین با نظریۀ پولیفونی/ چندآوایی و مرکززدایی از سوژه، رولان بارت با ایدۀ مرگ مؤلف، ژولیا کریستوا و مایکل ریفاتر با نظریۀ بینامتنیت، ژرار ژنت با الواح بازنوشتی و تزوتان تودوروف با ایدۀ بازی بی‌پایان گفتگو، ابعاد ادبی و زبانی این دیالکتیک را تحلیل می‌کنند.

فصل نهم (پسامدرنیته و تفسیرهای پلورالیستی): در فصل پایانی، میشل فوکو با تبارشناسی سوژه و نقدِ طرد اجتماعی، ژاک دریدا با هرمنوتیک دوستی و واسازی متافیزیک حضور، ریچارد رورتی با ایدۀ ادامه گفتگو، جیانی واتیمو با تنوع خوانش‌ها و جورجو آگامبن با تبارشناسی مفهوم دوست و نقد حیات برهنه در قالب هوموساکر، مباحث پسامدرن را پیش می‌کشند. کتاب با طرح مباحث فلسفه میان‌فرهنگی (نظیر آرای ادهر مال و هاینس کیمرله) به این نتیجه می‌رسد که گفتگو تنها راهکار نجات‌بخش بشر در جهانِ سرشار از تفاوت‌هاست.

ارزیابی و تحلیل پدیدارشناختی اثر

  بخش پایانی کتاب تنها یک داوری ارزشی یا ستایش‌گرانه نیست، بلکه تبیینی ساختارشناختی از کارکردِ رهایی‌بخشِ متن در مواجهه با بحران‌های بنیادینِ سوبژکتیویسم مدرن است. نویسنده با به چالش کشیدن متافیزیک حضور و خودمرکزپنداریِ برخاسته از عقلانیت ابزاری، نشان می‌دهد که چگونه ساختارهای سنتیِ تفکر غربی با انحصار حقیقت در درون «منِ استعلایی»، راه را بر پذیرش دیگری بسته‌اند.

  تمرکز پژوهش در این است که گفتمانِ خود را بر پایۀ «حقیقت تواضعی» و نفی جزم‌گرایی استوار می‌کند. از منظر فلسفه قاره‌ای و هرمنوتیک، این اثر به جای تحمیل یک نظام بسته، چارچوبِ انتقادیِ برای گشودگیِ افق‌ها، به رسمیت شناختن تنوعِ فرهنگی و بازآفرینیِ مناسبات بین‌الاذهانی فراهم می‌سازد؛ رویکردی که نظریه را به عرصۀ عملِ رها از سلطه پیوند می‌زند.

  دیالکتیک «خود» و «دیگری» یک دایرة‌المعارف تاریخی یا گزارش خنثی از آرای فیلسوفان بزرگ نیست، بلکه یک پروژۀ فکری و انتقادی علیه سوژه‌محوری افراطی و فلسفه آگاهیِ مدرن است. نویسنده به گونۀ مستند نشان می‌دهد که چگونه سنت متافیزیکی غرب از دکارت به بعد، با اصالت‌بخشی به «منِ استعلایی» و ترجیحِ حضور، درونی بودن و وحدت، راه را بر دیگری بسته و فرهنگ «خودمحور» را جایگزین فرهنگ «تفاهم و تعادل» کرده است.

  کانون توجه اثر در این است که خواننده را از ایمنیِ کاذبِ جزم‌گرایی بیرون کشیده و به سوی «حقیقت تواضعی» رهنمون می‌شود. نویسنده با بهره‌گیری از مفاهیمی چون بینامتنیت، بین‌الاذهانی، دگرآیینی و مسئولیت اخلاقی، نشان می‌دهد که هویت انسان محصول یک ساختار بسته نیست، بلکه در تقاطع با افق‌های دیگر شکوفا می‌شود. این کتاب پیوند میان فلسفۀ انتزاعی و نیازهای مبرم عینی جامعۀ معاصر را آن گونه که بایسته است برقرار می‌کند.

  در واقع دیالکتیک «خود» و «دیگری» فراتر از یک پژوهش گفتمانی  و تاریخی، چشم‌اندازِ فلسفی برای عبور از بحران‌های هویت‌محور و جزم‌اندیشی در جهان معاصر است. نویسنده با پیوند دادنِ سنت‌های فکری گوناگون، نشان می‌دهد که حیات اصیل انسانی تنها در سایۀ پذیرش مسئولیت اخلاقی در برابرِ دیگری، ورود به گفتگوی رها از سلطه و به رسمیت شناختن تفاوت‌ها محقق می‌گردد. این اثر نقشۀ ‌راهی برای بازسازی مناسبات اجتماعی بر پایۀ خرد بین‌الاذهانی و رواداری فراهم می‌سازد.

 

شناسنامه کتاب

نام کتاب: دیالکتیک «خود» و «دیگری»

نام انگلیسی: The Dialectics of the Self and Other

نویسنده: سید حسین اشراق

ویراستار و برگ‌آرا: محمدکاظم کاظمی

طراح جلد: ذبیح فطرت

ناشر: انتشارات مولانا با حمایت مؤسسه مطالعات و تحقیقات نبراس

سال انتشار: ۱۴۰۵ هجری خورشیدی (۲۰۲۶ میلادی)

نوبت چاپ: اول

شابک: 978-1-997540-60-1

تعداد صفحات: ۴۲۰ صفحه

برای سفارش و دریافت کتاب لطفا به پیوند هاى زیر وارد شوید:

https://mawlanapub.com//?p=10263

https://mawlanapub.com//?p=5928